مراسم تشییع زندهیاد اکبر عبدی با حضور جمعی از عموم مردم، مسئولین و چهرههای فرهنگی و هنری برگزار شد. ملت آزاد آنلاین – آیین بدرقه اکبر عبدی صبح امروز یکشنبه چهارم مرداد ماه با حضور جمعی از مسئولان و دوستداران این بازیگر در پهنه رودکی برگزار شد.
دقایقی پیش از آغاز مراسم، جمع زیادی از مردم، هنرمندان و علاقهمندان این هنرمند در محوطه بیرونی تالار وحدت حضور پیدا کردند.
همایون اسعدیان، محمد مهدی عسگرپور، پیمان جبلی (رئیس سازمان صداوسیما)،سیفالله صمدیان، پژمان بازغی، اتابک نادری، مسعود دهنمکی، کمند امیرسلیمانی، مهدی شفیعی، سعید ملکان، حبیب دهقان نسب، الهیاری، محمد شیری، بهاره رهنما، رضا نیکخواه، مهراوه شریفینیا، حسام نواب صفوی، اصغر همت، مسعود جعفری جوزانی، بهرام افشاری، امیر آقایی، مسعود نجفی و…. از حاضران در این مراسم بودند.
در ابتدا نیما کرمی که اجرای مراسم را بر عهده داشت خطاب به خانواده عبدی بیان کرد: همه ما که در طول زندگی با هنر اکبر عبدی زندگی کردهایم، خانواده او هستیم و با شما همدردیم. این غم همه مردم است.
وی افزود: خیلیها عالیجناب عبدی را عمو اکبر صدا میکردید و امیدوارم مراسم در شأن ایشان برگزار شود، چون آقای عبدی مصداق این بیت سعدی است که «سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز، مرده آن است که نامش به نکویی نبرند»
سپس مراسم به صورت رسمی با تلاوت آیاتی از قرآن کریم و بعد قرائت صلوات و تشویق مردم آغاز شد.
کرمی در ادامه گفت: این آخرین صحنه نمایش نابغه بازیگری ایران است که به آن خوش آمدید. او شما را خنداند و تلاش کرد غمی را که در دل دارید، فراموش کنید و از سختیها راحتتر عبور کنید. او در جهان ما تکثیر خواهد شد.
سپس همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما با تشکر از حضور مردم و تسلیت به خانواده عبدی و مردم خطاب به المیرا عبدی (دختر این هنرمند) گفت: تو آن روزها نبودی، ولی یک روز ما پای تلویزیون نشسته بودیم نان و ماستمان را میخوردیم که یکی از آن بیرون آمد و گفت به من هم ماست بدهید، شد خانواده ما. اکبر بود، شد اکبر آقا. تو که به دنیا آمدی شدی بچه همه ما و او شد عمو اکبر. جمعه عصر او دیگر به قاب تلویزیون نرفت، بلکه به قاب خاطرات ما رفت. اکبر، اکبر آقا، عمو اکبر بابت تمام خاطراتی که ساختی ممنون و بدان برای نسلهای بعدی و ما همچنان روی قاب میمانی.
در ادامه کرمی بخشی از پیام مسعود پزشکیان رئیس جمهوری را خواند و سپس کورش سلیمانی متن پیام انجمن بازیگران خانه سینما را قرائت کرد.
در بخشی از این متن آمده بود: اکبر عبدی را میتوان جزو یکی از معدود بازیگران خلاق تاریخ سینمای ایران دانست.
مینا جعفرزاده: اکبر برای من پسری کرد
مینا جعفرزاده بازیگر که با سختی و اشک ریزان به مراسم آمد و نتوانست پشت تریبون حاضر شود، گفت: هیچ وقت آرزو نداشتم در چنین موقعیتی باشم ولی الآن اتفاق افتاده است. من پسر ندارم، ولی اکبر برای من پسری کرد. الان فقط المیرا بیپدر نمانده من هم بی پشت شدم. زمانی که همسرم بهمن زرینپور روزهای آخرش بود، اکبر هم مریض بود ولی خودش را رساند و زد بر سرش که من باید بروم نه او، ولی حالا به بهمن مژده میدهم که فقط برای شماها خوب شد که آن طرف هستید.
عبدالله اسکندری: اکبر عبدی خود را وقف خانواده و مردم کرد
در ادامه عبدالله اسکندری گفت: اکبر عبدی دیگر نیست که روی صندلی بنشیند و با هم نقشی را خلق کنیم. من این دو روز را خیلی سخت گذراندم، اما فقط میتوانم بگویم که اکبر مرد خانواده بود و خود را وقف خانواده و مردم کرد.
در بخشی دیگر از این مراسم، نیما کرمی پیامهایی را که از طرف مسئولان سیاسی و هنری و سینمایی ارسال شده بود، فهرستوار نام برد.
المیرا عبدی: بابام زود رفت
المیرا عبدی دختر اکبر عبدی پشت تریبون آمد و گفت: سه ماه است که بابام نمیتواند نفس بکشد و یک دهم محبتهایش را نتوانستیم جبران کنیم. بابای من در نقشهایش زندگی میکرد. او زود رفت، چون زیاد میفهمید و قلبش خیلی مهربان بود. دیگر کسی مثل بابا نمیآید، به همین دلیل به من تسلیت نگویید، به سینمای ایران تسلیت بگویید.
همسر اکبر عبدی نیز گفت: ما هنوز هم کمدین داریم. از این به بعد قدر آنها را بدانید. اکبر همیشه برای سرزمین ایران زنده است.
علیرضا خمسه: اکبر عبدی خلاق و تکرارنشدنی بود
سپس علیرضا خمسه نیز در سخنانی گفت: انگار اکبر عبدی آخرین نمایش را بازی میکند و فکر میکنم ۱۰ دقیقه دیگر بلند میشود و میگوید خمسه جون حالا نوبت من است که برای تو صحبت کنم. همه میدانند که او خلاق و تکرارنشدنی بود ولی پشت این ویژگیها یک شخصیت دیگری بود که وفاداری یکی از آنهاست. او بدی را فراموش نمیکرد اما میبخشید و با مهربانی جواب میداد.
جعفری جوزانی: اکبر عبدی هر جا بود، آنجا تابستان بود
در بخشی دیگر مسعود جعفری جوزانی گفت: اکبر عبدی هر جایی بود آنجا مثل تابستان بود، در تابستان آمد و در تابستان هم رفت و همیشه گرمای تابستان را داشت. او عبوسترین آدمها را به خنده میانداخت چون نگاهش به دنیا طنز بود و همهچیز را به سخره میگرفت. اولین باری که خواستم با او کار کنم، فیلم «ناصرالدین شاه آکتور سینما» بود که برخلاف آنچه شنیده بودم، سفید امضاء کرد چون میگفت اینجا قرار است تاریخ سینما را بازی کنم.
این گزارش در حال بروزرسانی است…








دیدگاهتان را بنویسید